سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
شهریور 89 - My Favorite Movies and Quotes
 
درباره وبلاگ

لوگو

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز: 90
  • بازدید دیروز: 138
  • کل بازدیدها: 116081



My Favorite Movies and Quotes
صفحه نخست                  ATOM                 عناوین مطالب            نقشه سایت
سه شنبه 30 شهریور 89 :: 12:9 عصر ::  نویسنده : Nasrin Mohebbian



 


-Did you know the sun was gonna die?


-What? I"ve never heard that. Oh, come on...that can"t happen. You"re the king. And look at me... I"m big. How could guys like us worry about a tiny thing like the sun, hm?


می دونستی خورشید قراره بمیره ؟
هیچوقت اینو نشنیده بودم
اوه ، بی خیال ... این اتفاق نمی تونه بیافته
تو شاهی
و منو ببین ... من بزرگم
چطور آدمایی مثل ما می شه که نگران یه چیز کوچولو موچولویی مثله خورشید باشن ، همم ؟




موضوع مطلب :


سه شنبه 30 شهریور 89 :: 2:58 صبح ::  نویسنده : Nasrin Mohebbian




ناتالی:چه جوری تا حالا حتی به ذهنتم نرسیده که با کسی بخوای آینده ای داشته باشی؟


رایان:ساده است، اون لحظه رو می شناسی که تو چشم یکی نگاه می کنی و احساس می کنی اونم به روحت خیره شده و دنیا همه یه لحظه ساکت و آروم می شه؟


ناتالی:آره.


رایان:خُب..من نداشتمش!


 


Natalie: How does it not even cross your mind that you might want a future with someone?
Ryan: It"s simple. you know that moment when you look into somebody"s eyes and you can feel them staring into your soul and the whole world goes quiet just for a second?
Natalie: yes.
Ryan: Right. well, I don"t
!





موضوع مطلب : دیالوگها,


دوشنبه 29 شهریور 89 :: 9:1 عصر ::  نویسنده : Nasrin Mohebbian

 



تایلر: اگه می تونستی صدامو بشنوی، بهت می گفتم که اثر انگشت ما از زندگی هایی که لمسشون کردیم محو نمیشه ...




موضوع مطلب : دیالوگها,


دوشنبه 29 شهریور 89 :: 1:16 عصر ::  نویسنده : Nasrin Mohebbian


فاضل -می گفتند این آقا زاده 50 ساله پاشو کج نگذاشته
رمضانی -یکم کلاتو بذار بالاتر ، کی همین الان وسوسش کرد
فاضل-اون وقت اونم به همین سادگی از راه بدر رفت
رمضانی -ببین بعضی ها از بس که بی عرضند آدم خوبیند




موضوع مطلب :


دوشنبه 29 شهریور 89 :: 12:9 عصر ::  نویسنده : Nasrin Mohebbian


ارنولد ( ترنس ) در حال ترک کلیسا :










Mr. Church: [Confused; about Trench] What"s his fucking problem?
Barney Ross: He wants to be president


اقای چرچ ( کلیسا ) [ بروس ویلس ] : مشکل لعنتی اون چیه ؟








بارنی راس [ سیلوستر استالونه ] : میخواد رئیس جمهور بشه !




موضوع مطلب : دیالوگها,


شنبه 27 شهریور 89 :: 7:16 عصر ::  نویسنده : Nasrin Mohebbian



اگه  وجدانت  آسوده  باشه


 


                        مرگ   مثل  یه  بوس  کوچــــــــــــــــــولو  می مونه ...






موضوع مطلب : دیالوگها,


شنبه 27 شهریور 89 :: 11:51 صبح ::  نویسنده : Nasrin Mohebbian


 


وقتی رفتی، نفهمیدم کی رفته، ولی وقتی دیدم همه جا رو بهم ریختی، تازه فهمیدم کی اومده!


**اقتباسی از گوزنها**




موضوع مطلب : دیالوگها,


1   2   3   4   5   >>   >